حضرت فاطمه (س) فرمودند: خدایا مرا فارغ کن که تمام توجه ام به آن باشد که برای آن خلق شده ام.
حدیث
نمایش خبر

[SOTITR]
موزه ها درمسیر < مخاطب محوری>

| اندازه قلم     
 
 
ارسال ایمیل print
موزه ها درمسیر < مخاطب محوری>

گزارشی از جلسه مشترک موزه داران و راهنمایان گردشگری در موزه عکسخانه شهر


فاطمه احمدی

 

در سالیان اخیر شمار بازدیدکنندگان موزه‌های کشور رشد قابل توجهی داشته و بویژه، حضور گردشگران خارجی در موزه‌ها چشمگیرتر شده است. این، فرصتی بزرگ برای جامعه ایرانی است تا بتواند از دریچه موزه‌، فرهنگ و تمدن دیرینه خود را به دیگران معرفی کند. تحقق چنین خواسته‌ای، مستلزم هماهنگی میان موزه‌داران به عنوان نمایندگان بخش میراث فرهنگی از یک سو و راهنمایان تور به عنوان نمایندگان بخش گردشگری از سوی دیگر است.

بدین منظور، روز یکشنبه، 24 آبان‌ماه سال 1394 گروهی از موزه‌داران و راهنمایان گردشگری در موزه عکسخانه شهر گردهم آمدند تا شنونده نظرها، پیشنهادها و نیازهای یکدیگر باشند. چه آنکه گمان می‌رود این گونه جلسات، مقدمه‌ای برای همکاری و هماهنگی گسترده این دو گروه در ارائه خدمات بهتر به مخاطبان موزه‌ها و گردشگران داخلی و خارجی است.

شرکت کنندگان در این جلسه به سه گروه تقسیم می‌شدند: گروه موزه داران شامل رضا دبیری‌نژاد از موزه ملی ملک، محمد حکمت از موزه گرافیک، لیلا زندی از موزه عکسخانه شهر، فاطمه احمدی از موزه ملی تاریخ پزشکی، و گیسو فکوری از موزه پوشاک سلطنتی در مجموعه تاریخی – فرهنگی سعدآباد.گروه راهنمایان گردشگری شامل ژاله ابراهیمی، مهرک حصارکی، شیرین دولت‌خواه (هر سه راهنمای گردشگران داخلی و خارجی)؛ شراره ظفری (طراح تورهای ورودی)،‌ و سارا محسن‌زاده (راهنمای تور). گروه دانشجویان رشته گردشگری شامل فاطمه عادلی نیا، امیررضا حسین پور، سمیرا سنبل دوست و سعید حقیقت.

در ادامه چکیده‌ای از نظرات مطرح شده در این جلسه را از نظر می‌گذرانید.

 

مشکلات رایج موزه‌ها

جلسه مشترک موزه‌داران و راهنمایان گردشگری با بیان اشکالات رایج در موزه‌های تهران آغاز شد. در این‌باره ژاله ابراهیمی گفت: «چون قرار است توریست‌های زیادی به ایران بیایند، ما نیازمند همکاری بیشتر با موزه داران هستیم و باید صحبت‌های همدیگر را بشنویم. فدراسیون جهانی انجمن گردشگران یا WFTG یک دوره‌های آموزشی با موضوع تکنیک‌های راهنمایی تور دارد که بسیاری از راهنمایان ایرانی این دوره را گذرانده‌اند. اکنون بخشی از مشکلات ما در موزه‌ها بر می‌گردد به اینکه راهنمایان موزه‌ها با این تکنیک‌ها آشنایی کافی ندارند.» شراره ظفری نیز افزود: «اگرچه بعضی از موزه‌ها خیلی تمیز و مرتب هستند اما نظافت برخی موزه‌ها در سطح قابل قبولی نیست و بعضی ویترین‌ها خاک گرفته هستند. نکته دیگر اینکه راهنمایان موزه نمی‌توانند به سؤالات ما درباره آثار جواب بدهند و خیلی راحت می‌گویند ما نمی‌دانیم! اگر نمی‌دانند عملاً در موزه چه کار می‌کنند؟» او به مسأله نبود بروشور در بعضی موزه‌ها اشاره کرد و یادآور شد: «بروشور برای گردشگران خارجی خیلی مهم است؛ زیرا علاوه بر به‌دست آوردن اطلاعات از بروشور، دوست دارند که آن را به عنوان یادگاری نگه دارند. اما خیلی از موزه‌ها بروشور ندارند یا بروشورشان به زبان انگلیسی نیست.»

شیرین دولت خواه نیز به این دست موضوع‌ها اشاره کرد که «کارمندان و راهنمایان موزه‌ها هیچ لباس فرم مشخصی ندارند که از دیگران متمایز شوند؛ خیلی اوقات هیچ توضیحی درباره موزه به بازدیدکنندگان نمی‌دهند و مثلاً  نمی‌دانند که آثارشان اصیل است یا مولاژ؟ در بعضی از موزه‌ها عکاسی ممنوع است اما در فروشگاه موزه، هیچ گونه عکس، کتاب یا سی دی مربوط به موزه عرضه نمی‌شود. گاهی اوقات موزه‌ها نمایشگاه‌های خوب برگزار می‌کنند ولی اطلاع‌رسانی خوبی ندارند و تورلیدرها خبردار نمی‌شوند.»

واکنش موزه‌داران پذیرش این مشکلات و کاستی‌ها بود. آنها گفتند که نمی‌خواهند از قبول ضعف‌ها و کاستی‌ها طفره بروند. اما موزه‌ها نیز به نوبه خود مشکلاتی دارند که باید در نظر گرفته شوند و خصوصاً هنگام مقایسه میان موزه‌های ایران و موزه‌های اروپا به آنها توجه شود. برای مثال، لیلا زندی به این نکته اشاره کرد که «در کشور ما  موزه‌داران درگیر سیستم اداری هستند و موزه‌های کوچک و تخصصی، نیروی انسانی کمی در اختیار دارند. ولی یک راهنمای تور تقریباً این مشکلات را ندارد و آزادانه‌تر عمل می‌کند. شما بعضی مواقع این توانایی را دارید که 50 گروه را یک ماه به موزه بیاورید. ولی ممکن است ما به علت کمبود نیرو این توانایی را برای پذیرایی از آنها نداشته باشیم.»

موزه‌های تخصصی و تورهای تخصصی

در تهران مقصد عمده تورهای گردشگری چند موزه بزرگ و معروف مانند موزه ملی، کاخ گلستان یا مجموعه سعدآباد است. حال آنکه طراحان و راهنمایان تور مایلند تورهای تخصصی به موزه‌های تخصصی مانند عکسخانه شهر یا موزه تاریخ پزشکی داشته باشند. در این‌باره شراره ظفری معتقد بود که موزه‌های مربوطه در این زمینه همکاری لازم را با تورها و تورگردانان ندارند. از او پرسیده شد که برای برگزاری این تورها چه چیزی می‌خواهید که فکر می‌کنید موزه‌ها به شما نمی‌دهند؟ پاسخ این بود که «مثلاً پزشکان برای بازدید از موزه پزشکی می‌خواهند که اشیا را به طور ملموس‌تری ببینند یا در بازدید از عکسخانه شهر، آیا اگر یک گروه تخصصی بیاید، اجازه دیدن اشیا و عکس‌ها از نزدیک - و نه پشت ویترین – را خواهد داشت؟»

رضا دبیری‌نژاد در پاسخ به این انتقاد گفت: «آیا چنین چیزی در هیچ کجای دنیا مرسوم است که شما بتوانید یک شیء را از ویترین خارج کنید؟ به نظر من این بازدید تخصصی نیست و تعریف شما یک مقدار اشتباه است. شما می‌توانید طی یک نامه به موزه مورد نظر از آنها بخواهید که خدمات و برنامه‌های ویژه‌ای را برایتان در نظر بگیرند. مثلاً ما در موزه ملک، پزشکان طب سنتی را به عنوان مراجعه‌کننده داریم. برای اینها نسخ خطی پزشکی را جدا می‌کنیم و در ویترین‌های جداگانه نمایش می‌دهیم یا از استادان فن دعوت می‌کنیم که برایشان سخنرانی کنند اما بازدید تخصصی به این معنی نیست که موزه را از سیستم عادی خودش خارج کنیم.»

همچنین لیلا زندی با اشاره به اینکه تورها معمولاً گردشگران را به چند موزه بزرگ می‌برند و برای موزه‌های کوچک اما تخصصی مثل عکسخانه شهر برنامه‌ای ندارند، این پرسش را مطرح ساخت که «راهنمایان تور برای معرفی موزه‌های تخصصی چه قدمی برداشته‌اند؟» شراره ظفری پاسخ داد: «در کشورهای دیگر پتانسیل‌های گردشگری را معرفی می‌کنند و بر اساس آنها برنامه سفر را می‌نویسند. اطلاعات ما در مورد پتانسیل‌های گردشگری تهران زیاد نیست. بنابراین باید یک ارتباطی بین آژانس‌ها و موزه‌ها باشد تا این پتانسیل‌ها به طراحان تور معرفی بشود.» رضا دبیری‌نژاد نیز یک مثال عینی را مطرح کرد. او گفت: «ما در موزه ملک تصمیم گرفتیم برای معرفی موزه با آژانس‌های مسافرتی ارتباط برقرار کنیم. یک لیستی از آژانس‌های معتبر گرفتیم و با حدود 50 آژانس ارتباط برقرار کردیم. معمولاً در جشن‌های موزه  برای 10 آژانس کارت دعوت و بروشور یا هدیه می‌فرستادیم اما هیچ بازخوردی ندیدیم.» او تأکید کرد که به رغم تمایل راهنمایان گردشگری برای ارائه تورهای تخصصی، آژانس‌ها انگیزه کافی در این خصوص ندارند و نباید مشکل را فقط در مدیریت موزه‌ها جست و جو کرد.   

تورهای دانش‌آموزی؛ معضل مشترک تورها و موزه‌ها

از دیگر موضوعاتی که بخش زیادی از مباحث موزه‌داران و راهنمایان گردشگری را به خود اختصاص داد، کیفیت حضور دانش‌آموزان در موزه‌های مختلف بود. در این‌باره، ژاله ابراهیمی گفت: «اکنون دانش‌آموزان در گروه‌های 100 نفری از موزه‌هایی مانند موزه ملی و کاخ گلستان دیدن می‌کنند و با ایجاد سر و صدا و ازدحام بیش از حد، امکان استفاده بقیه بازدیدکنندگان از موزه را از بین می‌برند و البته خود بچه‌ها هم در گروه 100 نفره هیچ چیزی یاد نمی‌گیرند. در موزه لوور، گروه‌های دانش‌آموزی بین 7 تا 14  نفر هستند و یک راهنمای تخصصی دارند که با زبان مناسب بچه‌ها صحبت می‌کند.»

در این‌باره رضا دبیری‌نژاد معتقد بود که یک مسابقه افزایش تعداد بازدیدکنندگان میان برخی موزه‌ها راه افتاده و اجازه حضور گروه‌های پرتعداد دانش آموزان به این دلیل است که می‌خواهند آمار بازدیدکنندگان خود را بالا ببرند. برای حل این معضل، محمد حکمت پیشنهاد کرد که «با تجربه‌ای که در موزه گرافیک داشته‌ایم،‌ بهتر است که دو روز از هفته را برای بازدید مدارس تعیین کنیم. ما در این روزها هم آمادگی بیشتری داریم تا اطلاعات مناسب را به دانش آموزان ارائه دهیم و هم تداخلی با بازدید بزرگسالان به‌وجود نیاید.» البته راهنمایان تور این نکته را مطرح کردند که ممکن است همین دو روز تعیین شده مصادف باشد با حضور تورها در تهران که معمولاً دو روز از سفر خود را در این شهر سپری می‌کنند و باید هرچه زودتر به سمت اصفهان یا شیراز بروند.    

راهنمایان موزه‌ها؛ بی‌انگیزه و بی‌حوصله

یکی از گلایه‌های همیشگی بازدیدکنندگان موزه‌ها و راهنمایان گردشگری، برخورد نامناسب برخی موزه‌داران است. ژاله ابراهیمی با اشاره به این موضوع اظهار داشت: «در دنیا  سعی می‌کنند مردم را مدت بیشتری در موزه‎‌ها نگه دارند اما در موزه‌های ایران برخوردشان با بازدیدکنندگان جوری است که یعنی زودتر برو! ما چند موزه داریم که صندلی برای استراحت بازدیدکننده دارند؟ شما چندین ساعت در موزه ملی راه می‌روید و یک جای نشستن نیست. چند تا از کافه‌های موزه‌های ما باز است که راهنمای تور جرأت بکند گروهش را برای استراحت به آنجا ببرد؟» سارا محسن‌زاده نیز افزود: «به نظر می‌رسد که راهنمایان موزه‌ها اهمیتی برای بازدیدکنندگان داخلی قائل نمی‌شوند. وقتی توضیح می‌خواهیم، اصولاً توضیح نمی‌دهند و معمولاً باید در موزه بگردیم تا آنها را پیدا کنیم.»

مهرک حصارکی هم با این دو هم عقیده بود. او گفت: «خیلی وقت‌ها، موزه داران یا راهنمایان موزه چنان برخوردی می‌کنند که معنی‌اش این است که به ما نزدیک نشوید تا چه رسد به اینکه بخواهید سؤال بپرسید.» سپس خاطره‌ای تعریف کرد که به زعم او فاصله عمیق میان موزه‌های ایران و اروپا را نشان می‌دهد:  «یک بار در هلند به دیدن یک موزه رفتم و دیر رسیدم. حدود 10 دقیقه مانده بود تا موزه تعطیل شود. بلیت فروش گفت که موزه در حال تعطیل شدن است و اگر ممکن است فردا تشریف بیاورید. من از اینکه فردا از این جا می‌روم و دیگر نمی‌توانم این موزه را ببینم اظهار تأسف کردم. یکی از راهنمایان موزه حرفم را شنید. رفت و با مدیر موزه صحبت کرد. بعد آمد و گفت: من در حالی که درهای موزه را قفل می‌کنم می‌توانم برخی قسمت‌های مهم را نشانتان بدهم و این کار را هم انجام داد تا من دست خالی بازنگردم.»

در مقابل، گروه موزه‌داران حاضر، درباره علل و عوامل این مشکل توضیحاتی را ارائه دادند. گیسو فکوری گفت: «راهنمایان موزه‌های ما همگی موزه‌داری نخوانده‌اند. بعضی‌ها در رشته هایی مثل زیست شناسی، روان شناسی، کامپیوتر و از این قبیل تحصیل کرده‌اند و هیچ علاقه‌ای به حضور در موزه ندارند. فقط می‌خواهند حقوق بگیرند و بروند. من به عنوان مسئول موزه تا حد امکان از راهنما می‌خواهم که به بازدیدکنندگان کمک کند و توضیحات لازم را در اختیارشان قرار دهد. می‌گویم حداقل کاری که می‌توانی انجام دهی این است که باید بلند شوی و به بازدیدکنندگان خوشامد بگویی. ولی وقتی آن عشق نیست و اطلاعات ندارد، مجبورم چند صفحه‌ای بدهم به دستش که حفظ کند و برای مردم بگوید.» محمد حکمت نیز با تأیید این سخنان اظهار داشت: «موزه‌های ما نیاز به یک تغییر فکر دارند. مشکل ما افرادی هستند که در موزه‌ها کار می‌کنند. کسی که به عنوان موزه‌دار به موزه می‌آید، باید قبول کند که یک کارمند یا کارشناس فرهنگی است و با کارمندان شرکت نفت فرق دارد. باید توقعات فرهنگی داشته باشد و با ذهنیت فرهنگی کار کند که این به یک روند آموزشی بلند مدت نیاز دارد.»

اطلاع‌رسانی نامناسب

ضعف نظام اطلاع‌رسانی در موزه‌ها از دیگر انتقادهای راهنمایان گردشگری بود. در این باره، مهرک حصارکی گفت: «گاهی شماره تلفن یک موزه برای اطلاع از ساعت های فعالیت آن در دست نیست و حتی 118 نیز تلفن موزه‌های کوچک را ندارد. مسأله بعدی، مسأله سایت موزه‌هاست که لازم نیست خیلی بزرگ و دارای بخش‌های مختلف باشد. کافی است یک صفحه کوچک قابل اعتماد داشته باشد که تورگردان بتواند بر اساس اطلاعات آن برنامه‌ریزی کند. مثلاً وقتی مجموعه سعدآباد به خاطر ورود فلان مقام خارجی بسته می‌شود، خیلی سریع در سایتشان بنویسند که امروز بعدازظهر این مجموعه تعطیل است. اینها کارهای ساده‌ای است که ما توقع داریم موزه‌ها برایمان انجام بدهند.»

پاسخ گیسو فکوری به این انتقاد، حاوی نکات جالبی از مشکلات عجیبی بود که موزه‌ها با آن دست به گریبان هستند. او گفت: «در مورد سعدآباد و اطلاع‌رسانی برای تعطیلی نابهنگام موزه‌ها، باید بگویم ما برای افتتاح نمایشگاه‌های خودمان هم نمی‌دانیم که اگر چهارشنبه‌ای را انتخاب کردیم، مجموعه باز است یا نه؟ حتی شده روزهایی که ما تا ظهر در موزه نشسته‌ایم و دیده‌ایم که کسی برای بازدید نمی‌آید. وقتی سؤال کرده‌ایم، گفته‌اند که دستور داده شده که بلیت نفروشند. یعنی خودمان هم نمی‌دانیم وگرنه حتماً اطلاع‌رسانی خواهیم کرد.» فکوری درباره نبود یا کمبود بروشورها نیز این گونه توضیح داد که «هر موزه‌ای که بخواهد بروشوری را برای خودش چاپ کند، باید با نظارت سازمان میراث فرهنگی باشد و هزینه‌اش را آنها پرداخت می‌کنند. اگر شما بگویید سیصد هزار تا بروشور می‌خواهیم، سازمان به دلیل مشکلات مالی با بیست هزار تا موافقت می‌کند. بنابراین بروشورها را با احتیاط به مردم می‌دهیم.»

چاره‌جویـــی بــرای موزه‌هـای غیرجذاب

هم موزه‌داران و هم راهنمایان گردشگری اذعان داشتند که فضای بسیاری از موزه‌های کشور سرزنده و باطراوت نیست و هر دو گروه باید با همکاری یکدیگر، فضای کسالت بار موجود را از میان ببرند. محمد حکمت در ریشه‌یابی این مشکل گفت: «موزه‌ها غالباً شیء محور هستند. وقتی شما وارد موزه ملی می‌شوید، یک سری اطلاعات گزاره‌ای به مخاطب می‌دهید که اصلاً به کارش نمی‌آید.

حتی برای متخصص باستان شناس هم این اطلاعات ارزشمند نیست. برای بازدیدکننده مهم نیست که این شیء مربوط به دوره نوسنگی است یا پیش از تاریخ؟ برای او مهم این است که این شیء بازنمایی چه جهانی است و از کجا آمده؟ بنابراین باید یک آشناسازی بین آثار موزه‌ای و مخاطب انجام بشود و آثار از منظری که مخاطب آن را در زندگی روزمره اش تجربه کرده است، معرفی بشوند.» او افزود: «راهنمایان تور یا آموزشیاران موزه یک مدیوم هستند که بین موزه و مخاطب ارتباط و تعامل برقرار می‌کنند و نوع اطلاعاتی که می‌دهند باید از یک سطح ساده تا یک سطح تخصصی و یا فنی طبقه‌بندی شده باشد. مثلاً وقتی مخاطب شما کودک است، باید از روایت گویی و قصه گویی استفاده کرد. هدف موزه آموزش است ولی این نوع آموزش با آموزشی که در مدرسه انجام می‌شود، خیلی فرق دارد. شما باید یک آموزش غیر مستقیم به مخاطب بدهید و سناریوهای مختلفی برای افراد و گروه‌های  مختلف داشته باشید.»

ژاله ابراهیمی در تکمیل سخنان حکمت به یک نمونه خارجی اشاره کرد و اظهار داشت: «آخرین موز‌ه‌ای که در پاریس دیدم، موزه انسان بود که حدود یک ماه پیش گشایش یافت. این موزه به موضوع کسالت بار تکامل انسان نئاندرتال می‌پردازد. اما بسیار جذاب است. مثلاً در بخشی از موزه به ابزاری که امروزه خانم‌ها برای آرایش به کار می‌برند اشاره می‌شود و در کنار آن، ابزارهای آرایش مربوط به چند هزار سال پیش را نمایش داده‌اند. این کار، قضیه را برای مخاطب ملموس می‌کند. اما موزه‌های ایران این طور نیستند و مثلاً موزه ملی در این زمینه بسیار ضعیف عمل می‌کند و تمام بار راهنمایی و ارائه اطلاعات را بر دوش راهنما قرار می‌دهد.»

امیررضا حسین‌پور نیز به مسأله رواج فرهنگ موزه گردی در جامعه اشاره کرد و گفت: «موزه‌ها باید در طراحی برنامه‌های خود خلاقیت داشته باشند. صرف اینکه چهار تا اثر را در جایی بگذاریم و انتظار داشته باشیم که بازدیدکننده بیاید و ببیند، هیچ بازخوردی نخواهد داشت. برنامه‌های موزه‌ای را می‌توان با نظرسنجی از مخاطبان تدوین کرد. مثلاً هتل گلف کنیا با 80 درصد سطح اشغال، رمز موفقیتش در نظرسنجی است. در واقع این هتل، هیچ خلاقیتی نداشته جز اینکه از نظرات مشتریان خودش استفاده کرده است.» نهایتاً سارا محسن‌زاده با یادآوری اینکه انجمن صنفی راهنمایان تهران هر سه شنبه در باغ-موزه قصر جلسه دارد، پیشنهاد کرد که «موزه‌ها از این جلسات پشتیبانی کنند تا هر بار در یک موزه برگزار شود، این باب جدیدی است برای آشنایی راهنمایان گردشگری با موزه‌ها.»

انتظارات متقابل موزه‌داران از راهنمایان گردشگری

این فقط راهنمایان گردشگری نیستند که به موزه‌ها و موزه‌داران انتقاد دارند بلکه موزه داران نیز متقابلاً گلایه‌ها و انتظاراتی را از آژانس‌های مسافرتی و راهنمایان تورها مطرح کردند. در این باره و در انتهای جلسه، رضا دبیری‌نژاد گفت: «من موافق نیستم که وقتی از ورود گردشگر و جاذبه‌های گردشگری صحبت می‌کنیم،  فقط روی چند موزه خاص توجه داشته باشیم و در واقع فکرکنیم گردشگران فقط چند موزه برجسته یا شناخته شده را می‌خواهند. متولیان گردشگری نباید دنباله‌رو تصورات عمومی باشند بلکه باید خودشان جریان‌سازی کنند. اگر باور داریم که هر موزه بر اساس یک نیاز اجتماعی و اهمیت و ارزش آثار یا موضوع پدید آمده، باید بر اساس این ارزش آن را ترویج و معرفی کرد.

 از این‌رو وظیفه راهنمایان است که موزه‌های متنوع را به گونه‌ای جذاب معرفی کنند. این معرفی و نوع انتخاب‌های آنان تصویری است که از فرهنگ و کشورمان می‌سازیم و باید با یک نگاه وسیع تر فرهنگ‌سازی و فرهنگ نمایی کنیم.» او افزود: «باید یک تعامل بین موزه‌ها و عوامل گردشگری شکل بگیرد و آنها نیز ارزش‌ها و داشته‌های موزه‌ها را بشناسند. باید موج جدیدی از نگاه‌های تازه را به موزه‌ها و به حوزه گردشگری وارد کنیم که تابع جریان‌های از پیش تعیین شده نباشد بلکه خود جریان‌سازی کند.»

>دسته بندی:آخرین اخبار
تعداد بازدید 494 مرتبه امتیاز : rating
تگ ها:
 
 
 
  نظرات